محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

76

تحفه خانى ( فارسى )

دير برون آمدن او دلالت بر رطوبت مىكند اگر چنانچه علت در آن ماده موى نباشد همچنانچه در عورات كه علت عدم ماده مويست دروى زيرا كه اين حكم در كسى جاريست كه درو ماء شعر باشد و ثانى كثرت شعر است و او دلالت بر حرارت مىكند و قلت او دلالت بر رطوبت مىكند اگر چنانچه سبب قلت ماده شعر نباشد و ثالث غلظ شعر است و دروى دو اعتبار است يكى آنكه مىتواند كه شعر در شخص قليل باشد و اما آنچه روئيده باشد قوى باشد و غليظ و يا بسيار باشد و انبوه و اگر هريك از موضعين باشد و باريك بسن مقصود متعين نشود و ظاهر در آنست كه مراد آنست كه بسيار باشد و هريك به قوت و غليظ تا افادهء مقصود كند و اللّه اعلم زيرا كه انبوهى به قوت دلالت بر حرارت مىكند چه انبوهى ذليل وفور ماده شعر است و رقت شعر دلالت بر ضد آنچه غلط دلالت بر آن مىكند يعنى دلالت بر برودت و قلت دخانيّت مىكند و رابع جعودت شعر است يعنى سياه و درهم نشسته و اين دلالت بر حرارت و يبوست مىكند و سبب جعوديت در شعر شده احتراقست و گاه دلالت بر التوا پيچيدگى و كجى منبت شعر مىكند پس اين دلائل مفيد در استدلال بر حرارت و يبوست نباشد زيرا كه جعودت سبب التواى مخرج و منبت نيز حاصل مىشده است و سبوطت كه ضد جعودت است دلالت بر ضد آنچه جعودت دلالت وارد مىكند خامس لون شعر است و سواد او دلالت بر حرارت مىكند كه حصول سواد اگر دلالت بر حرارت مىكنند زيرا كه حصول سواد در شئ از تاثير حرارتست كه باحراق اين لون حاصل شده است مثل فحم و ديگر لون صهوبتست كه در لون از اقسام حمرتست كه مايل بكبوديست و در حمرت مشبع نيست و او را در شعر بر برودت دال داشته‌اند و سفرت و حمرت را در شعر دال بر قرب اعتدال داشته‌اند و بياض دال بر برودت و رطوبتست همچنانچه در سن شيخوخت و يا